حرکتهای جهادی؛ حماسه آفرینان عرصه اشتغالزایی روستایی

تاریخ انتشار مطلب : 10 آگوست 2015  -  1:18 ب.ظ

تعداد بازدید : 870

توسعه بخش صنایع دستی همواره به عنوان یكی از راه های ارزان و مناسب برای اشتغالزایی مطرح بوده است.


حرکتهای جهادی؛ حماسه آفرینان عرصه اشتغالزایی روستایی

لازم است هم در زمینهی اقتصاد، هم در زمینهی سیاست، حضور مردم حضور جهادی باشد. باحماسه و با شور باید وارد شد. با همت بلند و نگاه امیدوارانه باید وارد شد. با دل پرامید و پرنشاط باید وارد میدان‌ها شد و با حماسه آفرینی باید به اهداف خود رسید (مقام معظم رهبری،1/1/92)     در دهه اخیر به موازات رشد فراگیر و قابل توجه تخصص  گرایی در عرصه حرکتهای جهادی، سیاستهای کلی نظام و منویات مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، از یک سو و شرایط و مقتضیات حاکم بر جامعه از دیگر سو، لزوم و ضرورت ورود تشکل  های جهادی به امر اشتغالزایی و توسعه کارآفرینی روستایی در سطح مناطق محروم را بیش از پیش ایجاب نموده است. آمارهای جمعیتی دوره  های مختلف سرشماری، جریان تخلیه روستاهای کشور و سرازیر شدن جمعیت روستایی به شهرها را تایید می   نماید. طبق سرشماری نفوس و مسکن در مدت 40سال گذشته در ازای ایجاد یک شغل در روستاها چهار شغل در شهرها به وجود آمده   است؛ که این تفاوت فاحش، نمودی از افزایش بیکاری در روستاها و زمینه  ساز مهاجرت روستائیان به شهرها می   باشد. (مطیعی لنگرودی و اردشیری؛1386) طبق آمار منتشرشده در سرشماری سال 1390، میزان مهاجرت از آبادی به شهر 655251 مورد گزارش شده که از این میزان 7/12 درصد مهاجرتها به منظور جستجوی کار و انتقال شغلی صورت  گرفته  است؛ به  گونه  ای که این مهم در بین علل مهاجرت، بیشترین وزن را به خود اختصاص   داده  است. این درحالی است که مهاجرت بی  رویه و نامتناسب از روستا به شهر، رشد حاشیه  نشینی درکلانشهرها و پدیده  های شومی ازجمله اعتباد و انواع بزهکاری  های اجتماعی را به همراه خواهدداشت. لذا با عنایت به آنچه گذشت، در جهت توسعه پایدار و توانمندسازی بهینه نواحی روستایی کمتربرخوردار کشور، باز  تعريف زيرساخت  هاي توسعه روستايي و توسعه اشتغال و کارآفرینی مولد در این مناطق، از اساسی  ترین اقدامات ممکن به نظر می  رسد. لیکن با این وجود در سالهای اخیر، متاسفانه شاهد سیاستگذاری  های نادرستی در بخش اشتغال روستایی (به  ویژه در سطح مناطق محروم) چه ازجانب بخش دولتی و شبه-دولتی و چه از جانب دستگاهها و موسسات حمایتی بوده  ایم؛ که نه تنها پیشبرنده و نویدبخش بهبود فضای کسب  و  کار روستایی نبوده  اند، بلکه با تزریق عوامل ضدانگیزشی و بازدارنده کارآفرینی، به عمق شکاف اشتغال در روستاها نیز افزوده  اند.که علت عمده این خلأ را نیز می  توان در فاصله بین بخش سیاستگذار با جامعه بهره  بردار و نیز عدم آسیب شناسی بهینه طرح و برنامه جستجو کرد. بنابراین ورود تشکلهای جهادی، سمنها و موسسات اجتماعی، به عنوان مجموعه  هایی خودجوش، داوطلب و مردم نهاد، به عرصه اشتغالزایی و توسعه کارآفرینی روستایی (متناسب با مقتضیات حاکم بر مناطق هدف) ضرورتی اجتناب   ناپذیر به نظر می  رسد؛ که بحمدلله در سال  های اخیر، این مهم به صورت گفتمانی فراگیر در عرصه جهادی مطرح شده و مسیری رو به تعالی و تکامل را پیموده   است. مسیری که گذار از خدمت محوری به تولید محوری را به عنوان یکی از محورهای راهبردی حرکتهای جهادی تخصصی نعریف می  نماید. در این زمینه سازمانهای حامی حرکتهای جهادی، ازجمله سازمان بسیج سازندگی کل کشور نیز، در تعامل با موسسه نگارنصر، ضمن تاسیس قرارگاه حماسه اقتصادی، با اتخاذ سیاستهایی مبنی بر تحقق اقتصاد مقاومتی و حفظ امنیت  غذایی به نوبه خود نقش نسبتاً موثری در پیشبرد گفتمان مزبور داشته  اند؛ البته ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که سیاستگذاری این مجموعه نیز انحرافات قابل توجهی نسبت به شرایط و مقتضیات حاکم بر مناطق روستایی محروم کشور داشته  است؛ شاهد این مدعا را می  توان در تاکید علی  حده سازمان بسیج سازندگی و بالتبع اکثریت قریب به اتفاق تشکلهای جهادی بر توسعه بخش کشاورزی به عنوان تنها راهبرد توسعه اشتغال روستایی، جستجو کرد. فارغ از بررسی میزان موفقیت این راهبرد در رسیدن به اهداف تعیین شده باید به این نکته توجه نمود که تمرکز بر بخش کشاورزی بعنوان راهبردی عملی برای توسعه روستایی علی  رغم تمامی فواید و برکات متصور بر آن دارای محدودیت  هایی می  باشد که اجرای موفق آن را به چالش می  کشد. در همین خصوص باید خاطرنشان کرد که توسعه  ی اقتصاد روستایی معادل توسعه کشاورزی نبوده و متقابلاً توسعه کشاورزی نیز الزاماً به توسعه  ی روستایی منتهی نخواهدشد. مطالعات صورت  گرفته، یکی از ریشه  های مهاجرت   جوانان  روستایی به شهرها را فصلی بودن مشاغل اصیل روستایی (به ویژه کسب  وکارهای بخش کشاورزی) و به عبارتی دیگر بیکاری  های فصلی می  دانند. به  گونه  ای که، شاغلان بخش کشاورزی، بیش از نیمی از سال را بیکار بوده و به سبب نبود امکانات و سرمایه  ی لازم، چاره  ای جز مهاجرت و اشتغال درکلانشهرها نمی  بینند. مسئله   دیگر در این   خصوص محدودیت ظرفیت تولید مناطق روستایی (به  خصوص در حوزه  های مربوط به کشاورزی) است؛ در این راستا صنعتی  شدن و مکانیزاسیون کشاورزی (استفاده از نیروی کار کمتر) در کشور مزید بر علت گشته   است. همچنین لازم به تذکر است که حفظ شیوه  های سنتی و به نوعی کوچک  سازی کسب   و کار نیز با توجه به ناکارآمدی در محیط رقابتی بازار، عملاً راهکار مناسبی نمی  نماید. فرآیندهای اداری پیچیده، زمان  بر و هزنیه  بر در مراحل راه  اندازی و توسعه کسب  و  کار (مواردی از جمله ثبت شرکت، اخذ مجوز، اخذ تسهیلات و...) از دیگر نارسایی  های محیط کسب  وکار در بخش کشاورزی است؛ که عملاً جوان روستایی را از کارآفرینی بازداشته و به سمت کارگری و کارمندی در شهر رهنمون می  سازد. علاوه بر آنچه گذشت، باید توجه داشت که بیش از هشتاد درصد از وسعت کشور ايران و اکثر قریب به اتفاق مناطق محروم کشور – که مراکز فعالیت عام   المنفعه تشکلهای جهادی هستند.- دارای اقليم و آب و هواي خشك و كويري بوده و با بحران کمبود منابع آب مواجه می   باشد. آمارها حاكی از آن است كه در كشور ما ۵۹ درصد از اراضی نیاز به آبیاری دارند كه در دنیا این رقم ۱۶ درصد است. همچنین در ایران تولیدات غذایی حاصل از اراضی آبی ۸۹ درصد و از اراضی دیم ۱۱ درصد است. اين امر گوياي اين مهم است كه با توجه به محدودیت ظرفیت بخش کشاورزی در مناطق روستایی کشور (به  ویژه در مناطق محروم)، در جهت توسعه اشتغال و افزایش درآمد در مناطق روستایی، ميبايست گزينه  هاي جایگزین و یا مکملی را نیز مورد مطالعه قرارداد. به   همین جهت یکی از استراتژی  های اصلی اشتغالزایی در مناطق   روستایی  ، می  بایست حرکت به   سمت صنایع و کسب   وکارهای غیرکشاورزی از جمله صنایع دستی، خدمات، گردشگری، صنایع تبدیلی و ...  (متناسب با مقتضیات مناطق هدف) باشد. در این میان نیز، بر اساس مطالعات انجام   شده در موسسه پشتیبان کسب   و کار ثمرات ارزش آفرینان، بهینه  ترین و کارآمدترین راهبرد جهت ورود تشکل  های جهادی و عام  المنفعه به عرصه اشتغالزایی روستایی «ترویج و توسعه صنایع دستی» معرفی می  گردد. این مهم، متعاقباً در مطلبی جداگانه به تفصیل تشریح خواهدشد. نتیجه  گیری انتخاب راهبرد مناسب جهت توسعه مناطق روستایی، گام اساسی در انجام موفق و بهینه این امر می  باشد. در توسعه اقتصاد روستایی، راهبرد توسعه کشاورزی علی  رغم موثر بودن در تامین و تولید کالاهای موردنیاز جامعه و حفظ استقلال، جهت تجویز و ترویج فراگیر در سطح کشور، با چالش  های مختلفی مواجه می  باشد. لذا توجه به صنایع و مشاغل غیرکشاورزی در توسعه اقتصادی رهیافتی گریزناپذیر خواهد بود. در بین مشاغل غیرکشاورزی، توسعه صنایع  دستی در مناطق   روستایی دارای مزایای متنوعی می  باشد. این مزایا «ترویج و توسعه صنایع  دستی» را به عنوان راهبردی اساسی جهت ایجاد اشتغال در مناطق روستایی (به  ویژه در طرح  های اشتغالزایی جهادی) بدل نموده  است. از جمله این موارد میتوان  به کم  سرمایه  بر بودن، اشتغالزایی فراوان، زودبازدهی و قابلیت بالای صادرات آن اشاره نمود. علاوه برآنچه گذشت، رتبه پنجم ایران در جهان در بخش صنایع دستی، فرصتی را جهت توسعه مشاغل روستایی و تولید درآمد و ارزآوری از این محل فراهم آورده  است. به  همین جهت ضروری است تا دست  اندرکاران اشتغالزایی روستایی، از جمله تشکل  های جهادی و موسسات عام  المنفعه، با دقت بیش از پیش در این نکته، از طریق توسعه صنایع   دستی در مناطق روستایی، در جهت گسترش فعالیت  های مولد و کاهش نرخ بیکاری در این مناطق تلاش نمایند.   موسسه پشتیبان کسب و کار ثمرات ارزش آفرینان هادی فلاحی و رضا غلامزاده  



    barbour pas cher barbour pas cher barbour pas cher barbour pas cher barbour pas cher golden goose saldi golden goose saldi golden goose saldi golden goose saldi golden goose saldi doudoune moncler pas cher doudoune moncler pas cher doudoune moncler pas cher doudoune moncler pas cher doudoune moncler pas cher moncler outlet online moncler outlet online moncler outlet online moncler outlet online moncler outlet online